مرضيه محمدزاده

1091

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

حكيم الهى قمشه‌اى حكيم ، اديب ، عارف ، شاعر و مترجم نامور حضرت آية اللّه محى الدّين ميرزا مهدى الهى قمشه‌اى در سال 1283 ه . ش . در « قُمشه » از توابع اصفهان متولد شد . پدرانش از سادات بحرين بودند كه در زمان نادر شاه به ايران آمده و در قمشه سكونت گزيدند . دروس مقدماتى را در زادگاه خود فرا گرفت و سپس راهى اصفهان و بعد مشهد گرديد و به تحصيل و تكميل دانش پرداخت و پس از سپرى كردن دوران تحصيل به تهران آمد و به عنوان استاد دانشگاه الهيات به تدريس فلسفه و ديگر علوم اسلامى پرداخت و در كنار تدريس و تهذيب نفوس و تربيت شاگردان به تدوين آثار ارزشمند علمى پرداخت و سرانجام در 25 ارديبهشت سال 1352 شمسى مطابق با 12 ربيع الثانى 1393 قمرى در حالى كه به كار علمى و تحقيق مشغول بود از دنيا رحلت فرمود . آثار علمى و ادبى حكيم الهى قمشه‌اى را مىتوان به سه دسته تقسيم كرد : 1 - آثار فلسفى و عرفانى شامل « حكمت الهى » ، كه متضمن شرح فصوص الحكمة منسوب به فارابى است . « توحيد هوشمندان » ، « رساله در سير و سلوك عارفان » . 2 - آثار دينى و مذهبى شامل ترجمه‌ى قرآن كريم كه به علت اشتمال بر نكات مهم تفسير به « خلاصة التفاسير » شهرت يافته است . ترجمه و شرح صحيفه‌ى سجاديه ( ع ) ، ترجمه ادعيه مفاتيح الجنان ، تصحيح و تحشيه ( پاورقى ) تفسير ابو الفتوح رازى . 3 - آثار شعرى و ادبى شامل « نغمه‌هاى الهى » مشتمل بر متن خطبه‌ى همّام از نهج البلاغه بر وزن خسرو و شيرين . « نغمه‌ى حسينى » در شرح زندگانى و شهادت حسين بن على ( ع ) كه بر وزن مخزن الاسرار نظامى نوشته شده و قطعه مناجات آن حضرت با شاهد يكتاى عالم از قطعات برجسته كتاب است . « نغمه عشاق » مجموعه غزليات ، قصايد ، رباعيات و ترجيعات الهى است كه نقطه‌ى كمال شعرى اوست . « 1 » - * - شهادت هانى : هانى زندانى عشق و وفا * چون شد و ز آن شوم چه ديد از جفا ؟ گفت كشندش سر بازار زار * تا بكشند از دم تيغ شرار گشت شهيد آن شه مهمان‌نواز * درگه رضوان به رُخش گشت باز كشته‌ى حق زنده‌ى جاويد گشت * ذرّه‌ى او غيرت خورشيد گشت كشته‌ى حق يافت ز سرّ حيات * هستى مطلق كه ندارد ممات كشته‌ى حق يار هم آغوش اوست * ملك و ملك جمله فراموش اوست كشته‌ى حق برگ گلشن پژمرد * لطف ازل باغ گلشن پرورد كشته‌ى حق جامه‌ى تن بردريد * جانش به گلزار ابد برپريد كشته‌ى حق هستى مطلق شود * نيست فنا باقى بالحق شود « 2 »

--> ( 1 ) - كوچهء مهر ؛ ص 9 و 10 . ( 2 ) - نغمه‌ى حسينى ؛ ص 37 .